مرتضى مطهرى

108

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

گرفته‌اى يا نه ؟ يا لااقل پس كرايه‌هايت مانده يا نه ؟ بله ، مانده . فرمود : به دل خودت يك مراجعه‌اى بكن ، الآن كه شترهايت را به او كرايه داده‌اى ، آيا ته دلت علاقه‌مند است كه لااقل هارون اين قدر در دنيا زنده بماند كه برگردد و پس كرايهء تو را بدهد ؟ گفت : بله . فرمود : تو همين مقدار راضى به بقاى ظالم هستى و همين گناه است . صفوان بيرون آمد . او سوابق زيادى با هارون داشت . يك وقت خبردار شدند كه صفوان تمام اين كاروان را يك جا فروخته است . اصلًا دست از اين كارش برداشت . بعد كه فروخت رفت [ نزد طرف قرارداد ] و گفت : ما اين قرارداد را فسخ مىكنيم چون من ديگر بعد از اين نمىخواهم اين كار را بكنم ، و خواست يك عذرهايى بياورد . خبر به هارون دادند . گفت : حاضرش كنيد . او را حاضر كردند . گفت : قضيه از چه قرار است ؟ گفت من پير شده‌ام ، ديگر اين كار از من ساخته نيست ، فكر كردم اگر كار هم مىخواهم بكنم كار ديگرى باشد . هارون خبردار شد . گفت : راستش را بگو ، چرا فروختى ؟ گفت : راستش همين است . گفت : نه ، من مىدانم قضيه چيست . موسى بن جعفر خبردار شده كه تو شترها را به من كرايه داده‌اى ، و به تو گفته اين كار ، خلاف شرع است . انكار هم نكن ، به خدا قسم اگر نبود آن سوابق زيادى كه ما از ساليان دراز با خاندان تو داريم دستور مىدادم همين جا اعدامت كنند . پس اينهاست موجبات شهادت امام موسى بن جعفر عليه السلام . اولًا : وجود اينها ، شخصيت اينها به گونه‌اى بود كه خلفا از طرف اينها احساس خطر مىكردند . دوم : تبليغ مىكردند و قضايا را مىگفتند ، منتها تقيه مىكردند ، يعنى طورى عمل مىكردند كه تا حد امكان ، مدرك به دست طرف نيفتد . ما خيال مىكنيم تقيه كردن ، يعنى رفتن و خوابيدن . اوضاع زمانشان ايجاب مىكرد كه كارشان را انجام دهند ، و كوشش كنند مدرك هم دست طرف ندهند ، وسيله و بهانه هم دست طرف ندهند يا لااقل كمتر بدهند . سوم : اين روح مقاوم عجيبى كه داشتند . عرض كردم كه وقتى مىگويند : آقا ! تو فقط يك عذرخواهى كوچك زبانى در حضور يحيى بكن ، مىگويد : ديگر عمر ما گذشته است . يك وقت ديگرى هارون كسى را فرستاد در زندان و خواست از اين راه [ از امام اعتراف بگيرد ] ؛ باز از همين حرفها كه ما به شما علاقه‌منديم ، ما به شما ارادت داريم ، مصالح ايجاب مىكند كه شما اينجا باشيد و به مدينه نرويد و الّا ما هم قصدمان اين نيست كه شما زندانى باشيد ، ما دستور داديم كه شما را در يك محل امنى در نزديك